تبليغاتX
 
 
··▪▪••●● طنز ِ طنز ●●••▪▪··

داشتم تو اينترنت دنبال مطلبی می‌گشتم كه يهو طنزهای ناچيز خودم رو تو يك وبسايت ديدم. اين عاديه و همه‌ی ما بارها و بارها اين چيزا رو می‌بينيم.

اما جالب اينجا بود كه شعرهايم در وبسايت يك روزنامه كه ادعا دارد اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران است، درج شده بود و من هم اطلاعي نداشتم.  جالب تر اینکه نه تنها اسم بنده آنجا دیده نمی شد، بلکه بسیار ناشیانه، اشعار ناشیانه‌ی بنده را تحریف کرده بودند. بسیاری از ابیات حذف شده بود و بسیاری ابیات هم تغییراتی خنده‌دار داشت. محض خنده، دزدی و تحریف خنده‌دار آنها را برایتان می‌نویسم تا باز هم بدانیم که نه تنها هرکسی که از ننه‌اش قهر می‌کند شعر می‌سراید، بلکه هر چوپانی هم می‌تواند آن شعرها را بدزدد و در مطبوعات منتشر کند:

 

این بیت:

هذیان لاابالی ِ من بی‌خدا شده
هی حوریانِ فاحشه را تور می‌زنم

 

تبدیل شده به:

هذيان لاابالي  من بي خودي شده
هي براي زدن حرف زور مي زنم (وزن رو عشق است)

 

و این بیت:

این سر، به سنگ خورده ولی خُلتَرَ ک شدم
با دست روزگار ِ پدرسگ فلک شدم

 

تبدیل شده به:

اين سر، به سنگ خورده ولي خلتر ک شدم
با دست روزگار  بيمار فلک شدم(بازم وزن رو عشق است)

 

همچنین این بیت:
شب‌ها درخت خانه‌ی ما جیش می‌کند!
بیهوده دم ازاین غم مستور می‌زنم

 

تبدیل شده به:

شب ها درخت خانه ي ما سايه مي دهد!
بيهوده دم ازاين غم مستور مي زنم

 

یا مثلاً این مطبوعاتیان عزیز نمی دانند که منزل و چیزا هم قافیه نیست و این بیت:

آره جـــونم! تو اینجــــــا، ارزونه خیلی چیــــزا
بپرس ازون کسی‌که، نشسته پشت میـــــزا

 

تبدیل شده به:

آره جونم! تو اينجا، ارزونه خيلي چيزا
بپرس ازون کسيکه، نشسته توي منزل

 

و باز هم این بیت:

کاپشنش ارزان و جنسش عالی است
لاغــــر و ریشش شبیــه شالی است

 

تبدیل شده به:

کاپشنش ارزان و جنسش عالي است
لاغر و سبيل شبيه شالي است

 

 

 

باشد تا رستگار شویم...

+ نوشته شده در جمعه 16 اسفند1387 توسط مرتضی خدادادی |

 
استفاده از محتویات این وبلاگ بدون ذکر نام و منبع، مشکلات شرعی، اخلاقی، ادبی، قانونی و ... دارد. (: به جان شما